تبليغاتX
ترنم باران

ترنم باران

به نام او که زیبایی عشق از آن اوست

تنها يك روز

در اين تنهايي كه خواب از چشمانم ربوده است
به تو مي انديشم
 
مي داني
 
اگر دوست داشتن تو كار اشتباهي است
 
پس قلبم به من اجازه نمي دهد كار درستي انجام دهم
 
چرا كه در تو غرق شده ام و هرگز بدون تو در كنارم نجات نخواهم يافت
 
من همه وجودم را نثار ميكنم تا تنها يك بار ديگر در كنارتو باشم
 
تمامي زندگي ام را به خطر مي اندازم تا تو را يك بار ديگر در كنارم حس كنم
 
چرا كه قادر نيستم تنها با خاطره سرودمان زندگي كنم
من همه وجودم را در راه عشق تو فدا ميكنم
 
محبوبم
 
مي تواني مرا حس كني و تصور كني كه من به چشمانت خيره شده ام
 
تو را به روشني ميبينم زنده و جاودانه در ذهنم جاي گرفته اي
 
با اين حال همچون ستاره بخت من از من دور هستي
من امشب همه وجودم را در راه عشق تو فدا ميكنم
 
 
 
رويايي ديدم  ؛  رويايي غريب
 
در رويا  يك آرزوي من برآورده ميشد ؛ هر آرزويي كه ميخواستم
 
اما من آرزوي ثروت يا خانه اي با شكوه نكردم
 
آنچه كه آرزو كردم تنها يك روز ديگر بودن در كنار تو بود
يك روز ديگر ؛ زماني ديگر ؛ غروبي ديگر
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 14:21  توسط سعید   | 

"از من بهتر هم هست؟"

"از من بهتر هم هست؟"
سالها پیش از خودم پرسیدم : از من بهتر هم هست؟
خیلی ها به من خندیدند ، خیلی ها بر من نامِ مغرور نهادند بعضی ها به من احسنت گفتند و بعضی های دیگر بی تفاوت عبور کردند.
برای من مهم راضی کردن ِ این نفس جستجوگر بود که این معرکه را برپا کرده بود . در کوچه پس کوچه های  تَوَهُمِ  زندگی از دکان هایی عبور کردم  کلون هایی را به صدا درآوردم ، گاه غرور و یأس و عشق دُچار من شدند و گاه خسته از این جستجو بر کنجی آرام خفتم.
تا این که شنیدم آفریننده ای هست که در بساطش همه چیز یافت می شود و همانا اوست که این توهم را آفریده است.
روی به سوی او کردم و یافتم ! فریاد زدم : یافتم ! یافتم ! و به من خندیدند.
سکوت ! سکوت ! تردید ! تردید ! و اینک آرامش از رسیدن به حقیقتی عالی در این لحظه . ساده و در عین حال زیبا!
گفت : در هزارتویی هستم که خروج از آن آگاهی می خواهد . در این هزار تو بهترین و یا بدترینی یافت نخواهم کرد.
به من گفت که ما جزیی از کل هستیم و آمدیم که بگوییم در این رسالتی که عهده دار شدیم بهترین هستیم نه در کل این مسیر!
گفت: هم بهار زیباست و هم زمستان ! هم پاییز زیباست و هم تابستان ! پرسیدم : زیبا یی چیست؟
گفت: خوسحال و عاشقانه نگاه کردنِ به هستی!
" بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که بدان می نگری"
"و اینک از این که پاسخی زیبا یافتم بسیار خوشحالم"
 امیدوارم خوشحال وعاشقانه نگاه کنید .
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 15:12  توسط سعید   | 

تو را من دوست می دارم

تو را من دوست می دارم
به شیدایی به شور عشق
به مجنون پرُ آوازه
به قطره قطره ی باران
به گلبرگ تر و تازه
به هر یادی که در خاطر
به یادت بسته شیرازه
به چشمانت که می دوزد
نگاهم را به دَروازه
تو را من دوست می دارم
نمی دانم، نمی دا نم چه اندازه
به گل هایی که می روید
بهاران در دل صحرا
به دشت سینه عاشق
که می سوزد زهجران ها
به سوگند دو دل با هم
که می بندند پیمان ها
به گرمایی که می بخشد
نگاهی بر دل شیدا
تو را من دوست می دارم
به آبی وسعت دریا
به اشک شوق دیداری
به پایان شب هجران
به مستی و صفای می
به شور و عشق بی پایان
به غوغای دل عاشق
به صبح وصل مشتاقان
به لحظه لحظه با یادت
که آرامش دهد بر جان
تو را من دوست می دارم
میان جمله ی خوبان
 
                                  تقدیم به عزیز تر از جان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 15:9  توسط سعید   | 

بنام آفریننده ی عشق
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsمن امشب میمیرمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
یه عاشق    بی قایق    تو دریا    چشماشو    می بنده    تو رویا
من عاشق    بی قایق    تو دریا    می میرم    چشمامو    می بندم    بی رویا    می میرم
 
می رمو میمیرم    آسوده می شم از عشق    می رمو میمیرم
جشن تولد مرگمو برای تو    زیر آب    می گیرم
 
یه زیبا    نگاهش    به موجا    یه عاشق    بی ساحل    تو دریا
پریای دریا    من امشب میمیرم    از عشق    یه زیبا    من امشب    میمیرم
 
می رمو میمیرم    آسوده می شم از عشق   می رمو میمیرم
جشن تولد مرگمو برای تو    زیر آب    می گیرم
 
یه عاشق    من عاشق    بی قایق    تو دریا    چشمامو    می بندم    بی رویا
 
یه زیبا    نگاشو    چه آروم    به موجا    می دوزه 
یه عاشق    بی ساحل    چه تنها    تو دریا     می سوزه
 
 
ایام به کام وشاد باشین
هیچ غمی هم تو دلتون نداشته باشین
 
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 15:8  توسط سعید   | 

عشق يعنی !!!!!

   

 

عشق يعنی مستی و ديوانگی

                                    عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر   

                                    عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن

                                    عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن

                                    عشق يعنی مست و بی پروا شدن

 

****************************

عشق يعنی سوختن يا ساختن

                                    عشق يعنی زندگی را باختن

عشق يعنی انتظار و انتظار

                                    عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن

                                    عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی لحظه های التهاب

                                    عشق يعنی لحظه های ناب ناب

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 18:57  توسط سعید   | 

عشق چيست؟

به گل گفتم عشق چيست؟

گفت! از من خوشبوتر....

 به پروانه گفتم    عشق چيست؟

 گفت! از من زيباتر....

 به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت!

 از من سوزنده تر...

 به عشق گفتم! آخر تو چيستي؟

 گفت؟....نگاهي بيش نيستم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 18:55  توسط سعید   |